علي محمد ميرجليلى
280
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
همراه غناء در زمانهاى بنىالعباس و بنىاميه به كار مىبردند كه سخنان بيهوده و باطل يا زدن آلات موسيقى و نحو آن است . آن گاه سخن شيخ طوسى در « استبصار » را به عنوان شاهد ذكر مىكند كه مرحوم شيخ فرموده است : سخن حق دربارهء اخبار غناء آن است كه غناء جايز است در مواردى كه سخن باطلى بر زبان نرانند و يا آلات لهو و موسيقى به كار نبرند ، بلكه ( به عنوان مثال ) در مراسم عروسى اگر اشعار يا سخنانى خوانده شود كه از فحش و باطل گويى مبرىّ باشد اشكالى ندارد . سپس مرحوم فيض نتيجه مىگيرد : بنابراين تغنّى با اشعارى كه انسان را به ياد بهشت و دوزخ بيندازد و او را به بهشت تشويق كند و نعمتهاى الهى را توصيف نمايد و يا مردم را به ياد عبادات و انجام امور خير و ترك امور فانى دنيوى بيندازد ، اشكالى ندارد ؛ چنان كه در روايتى در كتاب « من لايحضرهالفقيه » آمده است كه خريدن كنيزى كه داراى صوت است اشكالى ندارد ؛ زيرا تو را به ياد بهشت مىاندازد ( و با خواندن اشعار و امثال آن تو را براى انجام امور اخروى تشويق مىكند ) . اين گونه تغنّىها همه ياد خداست و گاهى مؤمنين را شاداب و جسم و جان آنها را در مقابل ياد الهى فروتن مىنمايد . سپس مرحوم فيض اضافه مىكند كه غناءهايى كه متصوفه در محافل خود دارند از اقسام باطل و حرام مىباشد . « 1 » مرحوم شعرانى اختلاف فقها در حرمت غناء را يك بحث لفظى مىداند ؛ زيرا كسانى كه غناء را حرام نمىدانند غناء را به معناى لغوى آن ( صِرف مدّ صوت و حسن
--> ( 1 ) . الوافى ، ج 17 ، ص 217 - 223 .